جنبش کارگری ایران در بهمن ماه سال 1397

چاپ

جنبش کارگری ایران در بهمن ماه سال 1397

همه شواهد نشان از ادامه اعتصابات و اعتراضات کارگری دارند. شکی نیست که جنبش کارگری دوران سخت و پر تلاطمی را می گذراند. با همه اینها هیچ روز و هفته ای نیست که در چند جای جهنم سرمایه داری ایران خروش خشم طبقاتی کارگران در شکل های مختلف اعتصاب و اعتراض طنین انداز نباشد. جدال برای دریافت مزدهای معوقه کماکان محور مبارزات روزمره است. پیکار برای افزایش بهای نیروی کار یا اعتراض علیه کاهش دستمزدها هم حوزه های دیگر کشمکش ها را تعیین می کند. درست است که این اعتصابات تاثیر تعیین کننده ای بر وضعیت معیشتی کارگران نداشته اند اما چند نکته را باید در نظر داشت. اول مبارزه میان کارگران و سرمایه داران یا در واقع سرمایه، وسیعا و فزاینده جریان دارد.  مبارزه ای که بستر بالندگی تجربه، شعور و شناخت ما است. از درون آن هفت تپه ها می جوشد، همبستگی ها شکل می گیرد، خیزش ها شعله می کشد، سازمان یابی شورائی و ضد سرمایه داری جوانه می زند و خیلی رخدادها اتفاق می افتد. در طول همین مدت شاهد ورود کارگرانی به صحنه نبرد بودیم که پیش تر نقش چندان بارزی در کارزارها ایفا نمی نمودند، تجربه چشمگیری نداشتند اما در پهنه پیکار تأثیرگذار شدند و با تدارک افزون تر آماده کارزارهای بعدی گردیدند.

در گزارش ماه گذشته از اعتصابات کارگران شهرداری ها صحبت کردیم، روند مبارزات کارگران این حوزه همچنان ادامه دارد. جمعیت بیشتری در شهرداری های مختلف دست به اعتراض زده اند. درماه بهمن یک چهارم کل حرکات را کارگران این قلمرو پیش برده اند. جنبش کارگری در کارخانه ها و مراکز صنعتی هم صف آرائی چشمگیری داشته است. شواهد حاکی است که دستگیری ها، تهدیدها، رعب و ارعاب ها به هیچ وجه اراده توده های کارگر برای ادامه پیکار را متزلزل نکرده است. دلیلش روشن است. بحث حیات و ممات در میان است. 50 میلیون نفوس توده های کارگر زیر فشار گرسنگی، فقر، آوارگی، بی داروئی و بی دکتری، قادر به ادامه زندگی نمی باشند. سوای روی نهادن به پیکار، تلاش برای اتحاد و همدلی، جستجوی راه سازمان یابی چاره دیگری ندارند.  آتش قهر و خشم و پیکار کارگران بدون شک، در روزها و ماههای آتی مشتعل تر خواهد شد. همه بحث بر سر آنست که مبارزه ما به گمراهه نغلطد. راه استغاثه و دخیل بندی به نهادهای دولتی و اضمحلال قدرت طبقاتی خود در قانون و قرار سرمایه پیش نگیریم. بساط سندیکاسازی و حزب بازی را دور اندازیم. به خود، به قدرت عظیم طبقاتی خود اتکاء کنیم. این قدرت را شورائی و ضد سرمایه داری سازمان دهیم. قدرت سازمان یافته شورائی خود را در کلیه عرصه های زندگی، در حوزه افزایش مزدها، حصول دستمزدهای معوقه، منع حجاب اجباری، محو آپارتاید جنایتکارانه جنسی، برای تصرف خانه های خالی، تصرف شورائی مراکز کار و تولید، محو آلودگی های زیست محیطی، برای دارو و درمان و آموزش سراسر رایگان، ممنوعیت اعدام، الغاء احکام بشرستیزانه زندان کارگران اعم از سیاسی و «غیرسیاسی»، برای همه اینها علیه سرمایه و دولت سرمایه داری اعمال کنیم. باید هر چه فعال تر، آگاه تر، مصمم تر و متحدتر وارد کارزار واقعی طبقاتی ضد بردگی مزدی گردیم. ما هم اکنون همه جا در حال مبارزه ایم. اگر در خیابان های شوش نیستیم، اگر در هفت تپه و فولاد عین گذشته نمی جنگیم. اگر از خیزش همزمان ما در صد شهر سخن نمی رود اما جنگ ما تعطیل پذیر نیست. در خیلی جاها سنگرها خروشان است و نمی تواند نباشد. باید این جنگ را عمق، وسعت و ماهیت ضد سرمایه داری، شورائی و طبقاتی بخشیم. باید یک قدرت سازمان یافته طبقاتی ضد سرمایه شویم. وقت آنست که با همه توان برای تبدیل شدن به این قدرت راه افتیم، همدیگر را پیدا کنیم و دست هم را بفشاریم.

bahman2

ابراهیم پاینده   بهمن 1397   

نظر و یا سوال خود را مطرح کنید

ارسال نظر بعنوان مهمان

0

افراد شرکت کننده در این گفتگو

  • مهمان - خواننده

    میتوان تشکلات کارگری انقلابی غیر سلسله مراتبی و با هدف از بین بردن روابط سرمایه داری بوجود آورد و در فرصت مناسب آنها را حول یک اتحادیه انقلابی متحد نمود و قدرت سیاسی گرفت. “صف آرائی مستقل شورائی” معلوم نیست چه فرم تشکیلاتی دارد، جنبش خیابانی است، یا تشکل است؟ این “شورائی” بودن خیلی گنگ است. باید تعلق و هویت تشکیلاتی بوجود آورد. ذهن انسان بدینگونه کار میکند. خود “کارگران ضد سرمایه داری” در حقیقت یک اتحادیه انقلابی هستند چون ضد سرمایه داری اند و احتمالا شورائی یعنی غیر سلسله مراتبی اداره می شوند. تعداد کثیری از این نوع تشکلات در ایران لازم داریم تا هسته های مقاومت و تعرض علیه سرمایه داری در محل های شغلی و زندگی باشند. بعد در شرایط انقلابی، این تشکلات متحد می شوند و قدرت سیاسی میگرند. آنچه گفته شد ایده حزب نیست، چون هدفش درست کردن دولت و یا شرکت در انتخابات نیست.

    0 لایک لینک کوتاه:
  • مهمان - خواننده

    استفاده شما از کلمه سندیکا و عبارت سندیکاسازی میتواند کاملا مضر باشد. سندیکا و یا اتحادیه تشکل کارگری هستند. اتحادیه میتواند ارتجاعی باشد و یا انقلابی. تشکل یابی شورائی هم اگر شکل عینی و بیرونی پیدا کند یا نطفه های یک اتحادیه هستند و یا خود اتحادیه. آنچه که یک اتحادیه را ضد انقلابی و یا ارتجاعی میکند برنامه کار ضد سرمایه داری نداشتن و دنبال قانونی شدن رفتن است. یک اتحاده انقلابی میتواند نه دنبال قانونی شدن باشد و هم ضد سرمایه داری باشد. و هم شورائی و غیر متمرکز و غیر سلسله مراتبی مدیریت شود. کلمه “شورا” میتواند بجای اتحادیه بکار برده شود، تاکید من بروی هویت داشتن آن است. این هویت در روانشناسی انقلابی بسیار مهم است. کارها بدون این هویت پیش نخواهد رفت. بنظر می آید که بکار بردن کلمه اتحادیه انقلابی مناسب تر شورا سازی باشد. برنامه کار و سبک کار و روشهای مدیریتی و تشکیلاتی، ماهیت طبقاتی آنرا بیان خواهد نمود.

    0 لایک لینک کوتاه:
  • مهمان - hosting

    http://www.maisonvallomy.com/joomla/images/hosting-service-12931.jpg

    0 لایک لینک کوتاه: