درس های مبارزات کارگران هفت تپه را ارج نهیم و به کار گیریم

چاپ

مبارزات سرمایه ستیز کارگران هفت تپه بخش کوچکی از جنبش عظیم کارگری بود. تمامی کارخانه ها و شرکت ها در این جنگ کار و سرمایه شرکت نکردند. تنها کارگران هفت تپه در شوش و کارگران فولاد، رزم پولادین علیه سرمایه ساز کردند. زنان کارگر شجاعانه مبارزه کردند. هر کسی از خیل کارگران مزدی چه یدی و چه فکری به فراخور توانمندی هایش بر آتش رزم علیه سرمایه دمید. مبارزه کارگران خوزستان بازتاب جهانی پیدا کرد. کارگران فولاد به حمایت از همزنجیران خود در هفت تپه فریاد اتحاد اتحاد سر دادند. همبستگی کارگری عملا" در مبارزات کارگران فولاد رقم خورد. کارگران فولاد بار ها سد نیروهای سرکوب را شکستند. بورژوازی حاکم به هر ترفندی متوسل شد تا مبارزه را خفه کند. بررسی تمامی زوایای اعتصاب و مبارزه کارگران هفت تپه مقاله ای جدا می طلبد. اکنون تنها قصد داریم اثر مبارزه آنان را بر دیگر بخش های جنبش کارگری بطور اجمال نشان دهیم. کارگران هفت تپه در پروسه مبارزه خود چنگ در چنگ بورژوازی انداختند و علیه سرمایه شوریدند. آنجا که اعتصاب چاره ساز کار نبود، اداره شورایی کار و تولید توسط کارگران را مطرح کردند. از تصرف کارخانه و خلع ید از صاحبان سرمایه سخن گفتند. تنها در حرف و شعار به طرح این موضوعات بسنده نکردند، برای عملی کردن آن جنگ و ستیز نمودند. در پاسخ به درخواست حمایت از سوی کارگران هفت تپه، بخش های دیگری از جنبش کارگری در فولاد اهواز و نیز در برخی دانشگاه ها به میدان آمدند و با عوامل سرمایه درگیر شدند. اینان تنها به صدور بیانیه و اعلام حمایت بسنده نکردند. در بعضی از کارخانه ها نظیر پتروشیمی ایلام راه ورود و خروج کالا را از کارخانه مسدود کردند. مبارزات رادیکال و سرمایه ستیز هفت تپه و فولاد بخش های دیگر کارگری را به جنبش واداشت. اما همانطور که اشاره شد بخش کوچکی عملا" به میدان آمدند و اکثریت به حمایت و بیانیه کاغذی اکتفا کردند. یکی از عواملی که مانع شد تا جنبش هفت تپه نتواند تمامی مطالبات خود را عملی کند و دست سرمایه داران را باز گذاشت تا نیروهای اطلاعاتی، مدیریتی و سایر نیروهای خود را برای سرکوب بسیج کند، نبود یک جنبش شورایی سراسری علیه سرمایه بود. اما در عین حال کلنگ همبستگی کارگری زده شد. هفت تپه گردانی از جنبش عظیم کارگری است و پرتوی از مبارزاتش دامن بسیاری از بخش های دیگر کارگری را گرفت. شور جدیدی در جنبش کارگری ایجاد کرد. در خرمن رفرمیسم آتش افکند. کارگران هفت تپه با پراتیک خود نشان دادند که سازمانیابی شورائی رویکرد سرشتی جنبش کارگری است. آنها تمامی رویکرد های بورژوازیی و رفرمیستی را مورد هجوم قرار دادند. تصرف کارخانه، خلع ید از صاحبان سرمایه و پیش کشیدن اداره شورایی کارخانه، بورژوازی را به خشم آورد. چنانکه یکی از صاحب منصبان حاکمیت سرمایه سخنی با این مضمون دارد که حرف هایی که در هفت تپه در مورد تصرف کارخانه و شورا زده شد، در شوروی سابق شنیده نشده است. رفرمیست ها هر گاه سخنی از شورا زده می شد، فریاد سر می دادند که زمان موعود فرا نرسیده است. کارگران هفت تپه با پراتیک خود این رویکرد را نقد کردند. اما رفرمیست ها بیکار ننشستند و اتحادیه ها و سندیکا ها برای بیراهه بردن جنبش کارگری دست به کار شدند. اگر مبارزه کارگران هفت تپه و فولاد بر جنبش کارگری اثر گذار بود، به خاطر این است که بطور همبسته در مقابل سرمایه قد علم کردند. آنچه در فکر و تدبیرشان بود را به پراتیک در آوردند. اعتصاب یکی از براترین ابزار مبارزه علیه سرمایه است. اما در هفت تپه به آن بسنده نشد. وقتی که اعتصاب اثر بخشی خود را از دست داد، کارگران از تصرف کارخانه گفتند. چرتکه نینداختند که اکنون اعتلا نیست و زمان تصرف کارخانه نمی باشد. به دار احزاب آویزان نشدند تا نقشه راه برایشان ترسیم کنند. با کار شورایی و دخالت گری کارگری، آن کردند که نیاز جنبش بود. واقعیت این است که علی رغم آنچه در مورد هفت تپه و فولاد گفتیم، در ابتدای را ه هستیم. اگر این جنبش به آنچه می بایست دست نیافت به دلیل ضعف و کاستی های جنبش کارگری است. سطح آگاهی در مبارزات هفت تپه و فولاد آن بود که در مبارزاتشان بروز پیدا کرد. ضدیت این مبارزات تنها در بیانیه بازتاب نداشت. عملا" با اتکا به زور و قدرت طبقاتی کارگری، بورژوازی را مورد هجوم قرار داد. مبارزه کارگران هفت تپه نشان داد که بورژوازی با تمام هیمنه اش شکست پذیر است. این مبارزات در عین حال نقد سنت شکوائیه نویسی و درخواست از دولت ها برای بهبود سطح معیشت کارگران بود. کارگران هفت تپه از هم زنجیرانشان نخواستند که در حمایت از آنها بیانیه صادر کنند بلکه حمایت عملی و جنبشی خواستند. کاری که دیگر بخش های جنبش کارگری به جز چند شرکت و دانشگاه معدود انجام ندادند. اگر مبارزه آنها ناتمام ماند یک دلیلش عدم همراهی دیگر بخش های کارگری بود. بیانیه نویسی و گریز از فعالیت عملی در مبارزه علیه سرمایه قدمتی به درازای سلطه رفرمیسم دارد. فعالین ضد سرمایه داری اگر به نوشتن بیانیه بی عیب و نقص علیه سرمایه داری دل خوش کنند و عملا" در جهت ایجاد شورا های کارگری خیز بر ندارند به تعدادی از خبرگان بدل می شوند که بر خلاف آنچه که در نقد احزاب و خبرگان بورژوازی بیان می دارند، خود در این دام گرفتار خواهند آمد. پراتیک هفت تپه و مبارزه کارگران بر این امر صحه گذاشت.

امید خرم

آذر 97

نظر و یا سوال خود را مطرح کنید

ارسال نظر بعنوان مهمان

0

افراد شرکت کننده در این گفتگو

  • مهمان - خواننده

    اعلامیه و حمایت همیشه می آید. این اعلامیه ها بیشتر حل مسائل خود نویسندگان اعلامیه هاست تا حل مسائل عملی فعالیتهای ضد سرمایه داری. به احزاب چپ و مارکسیست و شخصیتهای آنها کاری نداشته باشید. آنها فقط بلدند بگویند سرنگون باد.
    کارگران ضد سرمایه و دنبال شورا سازی به هیچ حمایتی احتیاج ندارند جز شورا سازی و متشکل شدن کارگران دیگر محلهای کار. رفرمیستهای مرتجع دائم سعی میکنند که نیاز ما را به خودشان توجیه کنند در حالیکه همیشه این مرتجعین هستند که به ما نیاز دارند. خیر، اصلا به آنها احتیاجی نداریم.
    با نویسنده کاملا موافقم، تازه اول کاره. باید صبور بود. قوانین جنگ را باید رعایت کرد: استتار، ارزیابی قوای خود؛ ارزیابی قوای دشمن، وضعیت روحی فعالین خود، وضعیت روحی کارگران فریب خوده و طرف ارتجاع، عقب نشینی برای تجدید قوا، تعرض با حساب.
    هدف جنگ طبقاتی کاملا مشخص است: افزایش عناصر آگاه ضد سرمایه داری، بی تاثیر کردن فرهنگ و تبلیغ و ترویج و دیدگاههای انواع ایدئولوژی های حفظ نظام بردگی مزدی، تشکل یابی غیر متمرکز و سراسری شدن در سطح کشوری و جهانی. اگر وسیع و دور بیاندیشیم، پیروزی حتما از ماست . پیروزی از آن ماست چون ما برتری کمی داریم و سرمایه داران حتی برای اعمال ضد بشری خود به ما نیاز دارند. همیشه ما وضع را عوض میکنیم، چه به خوب و چه به بعد، سرمایه داران از لحاظ کمی کمتر از آن هستند که بتوانند واقعیات اجتماعی را تغییر بدهند. آنها کاملا به ما وابسته اند اما برعکس نشان میدهند.

    0 لایک لینک کوتاه:
  • مهمان - hosting

    https://pwchamber.org/wp-content/uploads/2019/08/cheap-hosting-package-web-65270.jpg

    0 لایک لینک کوتاه: